سناریوی مرجع
مدل زبانی میخواهیم. دادهٔ مشتری نباید جایی برود.
مدل زبانی، بدون خروج داده و با شواهد ممیزی
این یک مطالعهٔ موردی مشتری نیست. یک الگوی پیادهسازی است: وضعیتی که در ارزیابی الزامات سازمانی جمع کردهایم، با معماری راهحل و مکانیزم دقیقی که آن را ممکن میکند. چرا هنوز مشتری مرجع عمومی نداریم
واحد کسبوکار یک دستیار هوش مصنوعی میخواهد. واحد امنیت میگوید نه. واحد انطباق میپرسد «در ممیزی چه نشان بدهیم؟»
هر سه حق دارند.
پنج سؤال و پنج مکانیزم
سؤال ۱ — prompt کجا میرود؟
اگر حالت «فقط داخلی» روشن باشد، هیچجا جز کلاستر خودتان. این سقفِ نصب است و هیچ سازمان، تیم یا پروژهای نمیتواند بازش کند. و اعتبارنامهٔ یک ارائهدهندهٔ ممنوع، در لحظهٔ ثبت رد میشود — نه در زمان اجرا. یعنی آن کلید هرگز در دیتابیس ما نبوده.
سؤال ۲ — چطور جلوی نشت داده را میگیرید؟
گاردریل روی هر دو مسیر: ورودی پیش از ارسال، و خروجی پیش از کش شدن. آشکارسازها محافظهکارانهاند: ایمیل، تلفن، کارت بانکی با اعتبارسنجی، شماره ملی، شبا، الگوهای اسرار. برای پاسخ جریانی، بررسی از طریق پنجرهٔ لغزان انجام میشود، با قاعدهای که مانع خروج نیمهٔ اول یک الگو پیش از رسیدن نیمهٔ دوم میشود. و اگر خودِ گاردریل خطا بدهد، درخواست رد میشود، نه اینکه عبور کند.
سؤال ۳ — کدام واحد چه مدلی را میتواند صدا بزند؟
زنجیرهٔ چهارسطحی: پلتفرم ⊇ سازمان ⊇ تیم ⊇ مستأجر. اشتراک این چهار سطح تعیین میکند چه چیزی مجاز است. هیچ سطحی نمیتواند سطحِ بالاتر را باز کند. بررسی پیش از هر تماس با بالادست و پیش از جستجو در کش انجام میشود — یعنی درخواست غیرمجاز حتی به کش هم نمیرسد. و هر رد شدن، ممیزی میشود.
سؤال ۴ — در ممیزی چه نشان بدهیم؟
لاگ تصمیم: یک ردیف بهازای هر فراخوانی، با مدل درخواستی و مدل واقعی، ارائهدهنده، سیاست مسیریابی، حالت خروج، نتایج گاردریل (نوع و تعداد، نه مقدار)، توکن، هزینه، تأخیر و نتیجه. ردیف روی موفقیت و شکست نوشته میشود، روی مسیر جریانی هم مثل غیرجریانی. دایجست هر ردیف در زنجیرهٔ ممیزی لنگر میاندازد — یعنی قابل تغییر نیست.
«همهچیز مربوط به این شخص را پاک کنید» اینجا یک فهرست کوتاه است، نه یک پروژه.
چون متن prompt و پاسخ در هیچکجا ذخیره نمیشود. آنچه میماند فراداده است: کش با سقف نگهداری قابل پاکسازی، و لاگ تصمیم که در گزارشِ پاکسازی صریحاً بهعنوان نگهداشتهشده نام برده میشود — با دلیلش و با اینکه چه چیزی حذفش میکند.
پروندهٔ ریسک مدل
| فیلد | چرا ممیز میخواهد |
|---|---|
| مالک | چه کسی پاسخگوست |
| کاربرد تأییدشده | آیا استفادهٔ فعلی مجاز است |
| طبقهٔ ریسک | حداقلی / محدود / پرخطر / غیرمجاز |
| شواهد ارزیابی | چه آزمونی روی آن انجام شده |
| دورهٔ بازبینی | آیا بهروز است |
| نردبان چرخهٔ حیات | با قاعدهٔ چهارچشمی برای ارتقا |
کنترل هزینه
- سقف مستأجر
- پیشبررسی در برابر بدترین حالت هزینه، پیش از هر تماس شبکهای
- سقف دپارتمان
- با سه سطح، از جمله مسدودسازی واقعی
- قیمتگذاری قابل ممیزی
- از گزارش خودِ ارائهدهنده، نه تخمین محلی
- علامتگذاری بدون قیمت
- بهجای صفر کردن بیصدا
چه چیزی را صریح بگویید
- دسترسپذیری استنتاج، اندازهگیری میشود، ولی تعهد قراردادی نیست. عدد و شواهدش را میدهیم؛ چسباندن جریمه به آن یک تصمیم تجاری است.
- پس از اولین بایتِ یک پاسخ جریانی، شکست قطعی است. جابهجایی به ارائهدهندهٔ جایگزین فقط پیش از آن نقطه ممکن است. این محدودیتِ ساختاری است و مستند شده.
اینها را هم ببینید
هر سه واحد را یکجا بیاورید.
کسبوکار، امنیت و انطباق در یک جلسه — چون جواب هر سؤال به سؤال دیگری وصل است.